پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

عقل از عقیله خیزد، عشق از جنون و سودا

یا رب، چه چاره سازم این درد را مداوا؟

عقلست در تفکر، عشقست در تحیر

این عقل در تدبر، این عشق در علالا

عقلست در تکلف، عشقست در تالف

عقلست در تمنا،عشقست در تولا

عقل استناد جوید،عاشق معاد جوید

عقل اجتهاد جوید،عاشق رفیق اعلا

ای جان جمله جانها،سرمایه عیانها

ای معدن امانها،هم لا تویی،هم الا

ای عشق بس ودودی،اصل زیان و سودی

سرمایه شهودی،بحری،ولی مصفا

زان غمزهای فتان،زان شیوهای شیرین

حیران شدیم،حیران،شیدا شدیم،شیدا

از جام «کل حزب » مستند اهل عالم

مستست جان قاسم از جام حق تعالا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸گر صفات خدا کنی بسزا
  2. شمارهٔ ۱۹گر عشق نباشد نرسد قطره بدریا
  3. شمارهٔ ۲۰گریبان می‌درم هردم که: دامان درمکش از ما
  4. شمارهٔ ۲۱«نون گفت » و «قلم » گفت تقدس و تعالا
  5. شمارهٔ ۲۲هرچه آن می رود از حد سمک تا بسما
  6. شمارهٔ ۲۳ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را
  7. شمارهٔ ۲۴نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
  8. شمارهٔ ۲۵هر صبح‌دم پیغام خود گویم به زاری باد را
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.