پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

«نون گفت » و «قلم » گفت تقدس و تعالا

اجمال ز تفصیل مبرهن شد و پیدا

تفصیل چه باشد؟ گذر قطره بهامون

اجمال چه باشد؟ صفت قطره بدریا

با قطره خطابی که: ز تفصیل برون شو

با بحر عتابی که: ز اجمال برون آ

با ابر خطابیست که: بر اوج سما شو

با قطره باران که: بر این اوج مکن جا

با باده خطاب «اسکر» و با جام «ادر» بود

با خم و صراحی سخن از عشق و تولا

با بحر دم از قطره زدن راه رشادست

با جام و صراحی سخن از مولی و مولا

رو دیده دل باز گشا، تا که ببینی

دل بیت حرام آمد و جان مقصد اقصا

از جام می عشق تو جان مست و خرابست

احسنت و زهی جام و زهی جودت صهبا

قاسم بشب و روز همه حیرت و عشقست

زان روی دل افروز و زان زلف سمن سا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را
  2. شمارهٔ ۲۴نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
  3. شمارهٔ ۲۵هر صبح‌دم پیغام خود گویم به زاری باد را
  4. شمارهٔ ۲۶ساقی بیار باده و بنواز عود را
  5. شمارهٔ ۲۷مست از شراب عشق کن این عقل دوراندیش را
  6. شمارهٔ ۲۸دمادم می‌دهد ساقی لبالب ساغر جان را
  7. شمارهٔ ۲۹ساقی به من آور قدح پیر مغان را
  8. شمارهٔ ۳۰وقت آن شد که می ناب دهی مستان را
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.