پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

ساقی بیار باده و بنواز عود را

یک دم بلند کن نغمات سرود را

جامی بتشنگان حیات ابد رسان

هی بر زنید زاهد خشک حسود را

شیطان حسود و دشمن و رحمان امین جان

از بهر آن حسود مرنجان ودود را

چنگست راکعی و کمانچه است ساجدی

بهر که میکنند رکوع و سجود را؟

بر وحدت خدا همه ذرات شاهدند

هجران نصیب منکر کور کبود را

در مصطفی گریز، که دریای رحمتست

بگذار باد سبلت عاد و ثمود را

هر گه سرود عشق تو گویند عاشقان

قاسم روان کند ز دو دیده دورود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸دمادم می‌دهد ساقی لبالب ساغر جان را
  2. شمارهٔ ۲۹ساقی به من آور قدح پیر مغان را
  3. شمارهٔ ۳۰وقت آن شد که می ناب دهی مستان را
  4. شمارهٔ ۳۱بسوخت آتش عشق تو زهد و تقوی را
  5. شمارهٔ ۳۲هزار بار نمک ریخت بر جراحت ما
  6. شمارهٔ ۳۳باده می ریزند صافی دم بدم در جام ما
  7. شمارهٔ ۳۴از حد گذشت قصه درد نهان ما
  8. شمارهٔ ۳۵ای چشم تو در شوخی سرفتنه دوران‌ها
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.