پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

گر صفات خدا کنی بسزا

وصف او گوی «ربنا الاعلا»

گر تو صدیق اکبری، دانی

صفت صدق چیست؟ «صدقنا»

جز ازو نیست در سرای وجود

از خدا خواه دیده بینا

کس ز مجنون سؤال قرآن کرد

گفت: «اسری بعبده لیلا»

عقل چندان که چاره ساز یکرد

از سر ما نرفت این سودا

دل ببردی و رو نهان کردی

با که گوییم این شکایتها؟

قاسمی در خیال مغرورست

کو نداند صباح را ز مسا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰گریبان می‌درم هردم که: دامان درمکش از ما
  2. شمارهٔ ۲۱«نون گفت » و «قلم » گفت تقدس و تعالا
  3. شمارهٔ ۲۲هرچه آن می رود از حد سمک تا بسما
  4. شمارهٔ ۲۳ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را
  5. شمارهٔ ۲۴نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
  6. شمارهٔ ۲۵هر صبح‌دم پیغام خود گویم به زاری باد را
  7. شمارهٔ ۲۶ساقی بیار باده و بنواز عود را
  8. شمارهٔ ۲۷مست از شراب عشق کن این عقل دوراندیش را
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.