پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵

برافشان زلف مشکین را، که خوش حالیم ازین سودا

که می یابم ز بوی او نسیم جنت الماوا

دل و جان راتو محبوبی،همه طالب، تو مطلوبی

زهی حسن و زهی خوبی، تعالی ربناالاعلا

سلامت مسکن زاهد سعادت مأمن صادق

ملامت شیوه عاشق محبت عروه و ثقا

طریق زاهدان تقوی حدیث مفتیان فتوی

مقام راهبان عفت میان عاشقان غوغا

زهر جوهر چه می جویی؟ که او دریا و تو جویی

بخوان مطرب بنیکویی ولو لا هو لما کنا

تو دانا باش و ره می رو میان رهروان رهرو

که شد عالی تر از اعلا مقام قرب او ادنا

تو در عقل لجوج خود گرفتاری، نمی بینی

میان مجلس رندان چه عشرت‌ها، چه دولت‌ها!

چو خورشید جمال او نقاب از رخ براندازد

بیان‌ها منطوی گردد، عیان شد مقصد اقصا

سخن از عقل و هوشیاری مگو با قاسمی دیگر

که عیش جاودان دارند سرمستان ناپروا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷بلبل بوقت صبح بدرگاه کبریا
  2. شمارهٔ ۸تا پریشان نکند زلف ترا باد صبا
  3. شمارهٔ ۹جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا
  4. شمارهٔ ۱۰چند پرسی ز کجایی و کجایی و کجا؟
  5. شمارهٔ ۱۱خدا را، ای مذکر، رحم فرما
  6. شمارهٔ ۱۲خوش خاطرم که یار مرا گفت: مرحبا
  7. شمارهٔ ۱۳زهی شوق و زهی شوق، زهی عشق و تمنا!
  8. شمارهٔ ۱۴شراب آتشین آمد ز دست ساقی جان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.