پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴

ایهاالصابرون فی البلوا

طرقوا طرقوا الی المولا

راه نزدیک ویار نزدیکست

قطع شد قصه بیابانها

یار با ماست،یا نصیب،ایدل

الله الله ز دیده بینا

دین حق را مجو علی التقلید

راه حق را مرو علی العمیا

هله، ای عشق مهدی هادی

هله، ای سر مولی و مولا

هم تویی منبع حیات ازل

هم تویی اصل مقصد اقصا

بامید تو قاسمی زنده است

سیدی، ربنا، توکلنا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶بس بمساجد شدیم بهر تولا
  2. شمارهٔ ۷بلبل بوقت صبح بدرگاه کبریا
  3. شمارهٔ ۸تا پریشان نکند زلف ترا باد صبا
  4. شمارهٔ ۹جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا
  5. شمارهٔ ۱۰چند پرسی ز کجایی و کجایی و کجا؟
  6. شمارهٔ ۱۱خدا را، ای مذکر، رحم فرما
  7. شمارهٔ ۱۲خوش خاطرم که یار مرا گفت: مرحبا
  8. شمارهٔ ۱۳زهی شوق و زهی شوق، زهی عشق و تمنا!
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.