پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

زهی شوق و زهی شوق، زهی عشق و تمنا!

زهی عشق جهانسوز، زهی حسن و تولا!

زهی لطف و کرامت، زهی خوش قد و قامت

زهی روز قیامت، زهی نور تجلا

زهی یار و زهی یار، و زهی مونس احرار

زهی معدن اسرار، زهی منصب اعلا

زهی نور و زهی نور، زهی رایت منصور

زهی آیت مشهور، تقدس و تعالا

زهی طالع مسعود، زهی حامد و محمود

زهی واجد و موجود، زهی حضرت والا

زهی ذات معلا، زهی نور مزکی

زهی روی مصفی، زهی مولی و مولا

زهی فتنه برانگیز، زهی شهد شکرریز

زهی روی دلاویز، زهی زلف سمن سا

ز سوز تو کبابیم، سر از سوز نتابیم

همه مست خرابیم، از آن جام مصفا

گهی فتنه جانی، گهی شور جهانی

گهی امن و امانی، گهی کان خطرها

گهی قاضی شهری، گهی شحنه قهری

گهی چشمه زهری، گهی موجی و دریا

تویی کاشف اسرار، تویی قاسم انوار

تویی سالک اطوار، تویی اسم و مسما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵طلوع پرتو حسنست در جهان، اما
  2. شمارهٔ ۱۶عقل از عقیله خیزد، عشق از جنون و سودا
  3. شمارهٔ ۱۷«کل من رام تف بوجه سما»
  4. شمارهٔ ۱۸گر صفات خدا کنی بسزا
  5. شمارهٔ ۱۹گر عشق نباشد نرسد قطره بدریا
  6. شمارهٔ ۲۰گریبان می‌درم هردم که: دامان درمکش از ما
  7. شمارهٔ ۲۱«نون گفت » و «قلم » گفت تقدس و تعالا
  8. شمارهٔ ۲۲هرچه آن می رود از حد سمک تا بسما
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.