پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

خوش خاطرم که یار مرا گفت: مرحبا

همراه مرحباست صفا در پی صفا

صافی شدست شیشه دل از صفای عشق

ای لطف مرحبای ترا جان و دل فدا!

زاهد، مگو محال که: از عشق توبه کن

من درد عشق را چه کنم، چون برم دوا؟

تقلید گفت: توبه و تحقیق گفت: عشق

مغلوب شد حکایت تقلید غالبا

چون شد یقین که غیر خدا نیست فاعلی

تلقین «مارمیت » بگو «اذ رمیت » را

جانم ز قصهای مکرر ملول شد

ای جان، بیا بماره توحید وانما

دل دولت وصال ترا رایگان نیافت

از بارهای بس که کشیدست بارها

بیرون ز شاهراه موحد سخن مگوی

این بود ابتدا و همینست انتها

چون واردیت نیست، مگو قصه از گزاف

بر شاهراه عشق بخوان رمز «هل اتا»

چندین مگو که: خون دل از دیده ریختم

فرزند حال باش و گذر کن ز ما مضا

قاسم، سخن مگوی ز هجران جان گداز

در ظل عاشقی شو و بگذر ز ماجرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴شراب آتشین آمد ز دست ساقی جان‌ها
  2. شمارهٔ ۱۵طلوع پرتو حسنست در جهان، اما
  3. شمارهٔ ۱۶عقل از عقیله خیزد، عشق از جنون و سودا
  4. شمارهٔ ۱۷«کل من رام تف بوجه سما»
  5. شمارهٔ ۱۸گر صفات خدا کنی بسزا
  6. شمارهٔ ۱۹گر عشق نباشد نرسد قطره بدریا
  7. شمارهٔ ۲۰گریبان می‌درم هردم که: دامان درمکش از ما
  8. شمارهٔ ۲۱«نون گفت » و «قلم » گفت تقدس و تعالا
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.