پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

بیادت زنده ام، اینست مشرب

مدامت بنده ام، اینست مذهب

جمال جان فزایت را بشادی

همه امید می داریم، یا رب

چو پیدا گشت اسرار «اناالحق »

ز غیر او تهی کن قلب و قالب

اگر تو سالک راهی بتحقیق

شب اندر روز گم شد روز در شب

لبم خشکست و جانم تشنه دایم

بیار،ای ساقی، آن جام لبالب

بقول «کن » مرا در شور آور

جهان شیرین شد از آنچاه غبغب

مرا از خواب خوش بیدار گرداند

بعکس روی خود آن ماه نخشب

جمال جانفزا بنمای از دور

روان قاسمی را کن مقرب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸«اسمعوا منی، یا اولی الالباب »:
  2. شمارهٔ ۳۹ای از جمال روی تو تابنده آفتاب
  3. شمارهٔ ۴۰ای رخ زیبای تو رشک مه و آفتاب
  4. شمارهٔ ۴۱باده ارزان شد و زهاد خرابند و یباب
  5. شمارهٔ ۴۲چند ازین افسانهای خاک و آب؟
  6. شمارهٔ ۴۳سخنی می رود به صدق و صواب
  7. شمارهٔ ۴۴سخنی می رود بوجه صواب
  8. شمارهٔ ۴۵شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.