پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار

قاسم انوار

غزلیات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
  2. شمارهٔ ۶۲ این همه موج بی کران ز چه خاست؟
  3. شمارهٔ ۶۳ بآفتاب جمالت، که نور دیده ماست
  4. شمارهٔ ۶۴ جان عالم تو و این قصه ز جانت پیداست
  5. شمارهٔ ۶۵ چون صبح سعادت ز جبین تو هویداست
  6. شمارهٔ ۶۶ چون نور رخت از همه سو ظاهر و پیداست
  7. شمارهٔ ۶۷ خورشید منور ز جمال تو هویداست
  8. شمارهٔ ۶۸ دوست در مجلس جان آمد و محفل آراست
  9. شمارهٔ ۶۹ دین هر کس بقدر صدق و صفاست
  10. شمارهٔ ۷۰ رنگ رز رنگ خمی کرد و نیامد خم راست
  11. شمارهٔ ۷۱ ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست
  12. شمارهٔ ۷۲ عشق و مستوری و مستی چو نمی آید راست
  13. شمارهٔ ۷۳ معراج عاشقی، که فنا در پی فناست
  14. شمارهٔ ۷۴ مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟
  15. شمارهٔ ۷۵ «و هُوَ مَعَکُم» گفت از این معنی چه خواست؟
  16. شمارهٔ ۷۶ یک سخن از قول اخوان الصفاست:
  17. شمارهٔ ۷۷ در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟
  18. شمارهٔ ۷۸ جان گنه کار است و مجرم، رحمت جانان کجاست؟
  19. شمارهٔ ۷۹ در خاکدان دهر دلی شادمان کجاست؟
  20. شمارهٔ ۸۰ دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
  21. شمارهٔ ۸۱ مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
  22. شمارهٔ ۸۲ از لطف دوست سکه دولت بنام ماست
  23. شمارهٔ ۸۳ شور جهان ز شکر آن دلستان ماست
  24. شمارهٔ ۸۴ دیده ام تا بر رخ آن گل عذار افتاده است
  25. شمارهٔ ۸۵ بر ما بناز می گذری، این چه عادتست؟
  26. شمارهٔ ۸۶ دستم بدست گیر، که دل توبه کارتست
  27. شمارهٔ ۸۷ گر دل برفت، مسکن جانها بکوی تست
  28. شمارهٔ ۸۸ جاودان، هرکه ترا دید بعالم شادست
  29. شمارهٔ ۸۹ شفای جان مرا چیست؟ کز من آزردست
  30. شمارهٔ ۹۰ دل چه دیدست؟ که دیوانه آن یار شدست
  31. شمارهٔ ۹۱ روی زمین لعل بدخشان شدست
  32. شمارهٔ ۹۲ ای خواجه، درین کوی چه عیشست و چه بودست؟
  33. شمارهٔ ۹۳ بازم نمکی بر جگر ریش رسیدست
  34. شمارهٔ ۹۴ آن را که قبله اش رخ خورشید انورست
  35. شمارهٔ ۹۵ از هرچه هست ذکر جمال تو خوشترست
  36. شمارهٔ ۹۶ اگر در مغز، اگر در پوست یارست
  37. شمارهٔ ۹۷ هلاک عاشقان در انتظارست
  38. شمارهٔ ۹۸ یحبهم و یحبونه چه اقرارست؟
  39. شمارهٔ ۹۹ دلم از غصه هجران تو اندر شورست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ من اگر توبه شکستم کرمش موفورست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ امروز بهرحال به از دی و پریرست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ بگذار ره صومعه، کان دور و درازست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ گر دیر سومنات بود، گر صوامعست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ ره بیابانست و شب تاریک و پایم در گلست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ در مذهب ما باده مباحست و حلالست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ جگرم گرم و دل خسته ندیم ندمست
  48. شمارهٔ ۱۰۸ غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ تو ساقی جان بخشی و عالم همه جامست
  50. شمارهٔ ۱۱۰ موسی صفتان را، که درین طور مقامست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ خرد مستست و دل مستست و جان مست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دلم از عشق تو مست است و جان مست
  53. شمارهٔ ۱۱۳ گر دردمند گردد دل، دولتی عظیمست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ملامت را بمان، چه جای بیمست؟
  55. شمارهٔ ۱۱۵ بنده را هست سؤالی و نه آن حد منست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ آن ماه دل افروز، که محبوب جهانست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ آن ماه شب افروز، که در پرده نهانست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ امشب شب آدینه و فردا رمضانست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ ای بی خبران، مصلحت کار در آنست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ای ساقی جان بخش، که در جام تو جانست

متن اشعار به نقل از گنجور.