پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲

ای دل و جان عاشقان خسته تیغ مرحبا

غلغله تو در سمک کوکبه تو در سما

غیرت تو هزار را برده بعالم فنا

بر سر کوی عاشقی کشته بتیغ ابتلا

باده بنوش و دم مزن صید در حرم مزن

لاف ز بیش و کم مزن بر در بام کبریا

چونکه بحضرتش روی،گر همه کهنه،گر نوی

بال و پرت فنا کند پرتو نور آن لقا

گر تو بهار و گلشنی در همه چشم روشنی

یاد حبیب جان دهد آینه ترا صفا

نعره «قل کفی » زدم جام می صفا زدم

چونکه رسید از ان کرم جان و دلم بمنتها

قاسم،اگر تو عاشقی چیست طریق صادقی؟

تیغ خورند بر قفا صبر کنند در بلا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴ایهاالصابرون فی البلوا
  2. شمارهٔ ۵برافشان زلف مشکین را، که خوش حالیم ازین سودا
  3. شمارهٔ ۶بس بمساجد شدیم بهر تولا
  4. شمارهٔ ۷بلبل بوقت صبح بدرگاه کبریا
  5. شمارهٔ ۸تا پریشان نکند زلف ترا باد صبا
  6. شمارهٔ ۹جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا
  7. شمارهٔ ۱۰چند پرسی ز کجایی و کجایی و کجا؟
  8. شمارهٔ ۱۱خدا را، ای مذکر، رحم فرما
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.