پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱

ای آسیا، ای آسیا، سرگشته‌ای چون ما چرا؟

از ما مپوشان راز خود، با ما بیان کن ماجرا

در چرخ خود مستانه‌ای در دور خود فرزانه‌ای

از ما چه‌ها داری خبر؟ کز ما برقصی دایما

از کان جدا ماندی، زان در نفیری، ای رجا

با ما بگو، ای بوالوفا، از قصه‌های ما مضا

داری سلوکی بس عجب در حالت وجد و طرب

در یک نفس طی می‌کنی از مبتدا تا منتها

از آب دارد جان ما در قصه‌ها چون آسیا

ای عقل دوراندیش ما، آخر کجا رفتی؟ بیا

گم شو ولیکن گم مکن اسرار در عشق لَدُن

هم تو نوی هم تو کهن هم کوه و هم بانگ و صدا

هم جان تویی، هم تو جهان، هم جوی و هم آب روان

هم آسیابانی بدان هم گندمی، هم آسیا

ای عشق، بس جان دوستی، هم دشمنی هم دوستی

در مغزی و در پوستی، فی‌الجمله با شاه و گدا

ای محرم اسرار تو، ای جعفر طیار تو

ای قاسم انوار تو، ای مس جان را کیمیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ای صبح سعادت ز جبین تو هویدا
  2. شمارهٔ ۴ایهاالصابرون فی البلوا
  3. شمارهٔ ۵برافشان زلف مشکین را، که خوش حالیم ازین سودا
  4. شمارهٔ ۶بس بمساجد شدیم بهر تولا
  5. شمارهٔ ۷بلبل بوقت صبح بدرگاه کبریا
  6. شمارهٔ ۸تا پریشان نکند زلف ترا باد صبا
  7. شمارهٔ ۹جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا
  8. شمارهٔ ۱۰چند پرسی ز کجایی و کجایی و کجا؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.