پرش به محتوای اصلی
فضولی

فضولی

غزلیات

۴۱۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ ای از تو بی دلان را درمان درد حاصل
  2. شمارهٔ ۲۴۲ نه چندان است مرا در غم هجران تو حال
  3. شمارهٔ ۲۴۳ ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل
  4. شمارهٔ ۲۴۴ ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل
  5. شمارهٔ ۲۴۵ متصل دارد سر سودای ابروی تو دل
  6. شمارهٔ ۲۴۶ بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
  7. شمارهٔ ۲۴۷ شب عیدست چندانی امان ای عمر مستعجل
  8. شمارهٔ ۲۴۸ مه من از تو غم بی حساب دارد دل
  9. شمارهٔ ۲۴۹ زبان مرغ می داند مگر گل
  10. شمارهٔ ۲۵۰ تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
  11. شمارهٔ ۲۵۱ ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
  12. شمارهٔ ۲۵۲ ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم
  13. شمارهٔ ۲۵۳ من که بی‌لاله‌رخی ساکن گلخن شده‌ام
  14. شمارهٔ ۲۵۴ منم که بی‌تو گرفتار صد بلا شده‌ام
  15. شمارهٔ ۲۵۵ بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
  16. شمارهٔ ۲۵۶ نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
  17. شمارهٔ ۲۵۷ بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم
  18. شمارهٔ ۲۵۸ نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم
  19. شمارهٔ ۲۵۹ نه از تیری که بر دل می‌زنی چندین فغان دارم
  20. شمارهٔ ۲۶۰ اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم
  21. شمارهٔ ۲۶۱ نه آنچنان شده محو خیال آن دهنم
  22. شمارهٔ ۲۶۲ در هستی بقفل نیستی بر خود چنان بستم
  23. شمارهٔ ۲۶۳ به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
  24. شمارهٔ ۲۶۴ رحم بر زاری من یار ندارد چه کنم
  25. شمارهٔ ۲۶۵ جان را به لعل چون شکرت تا سپرده‌ام
  26. شمارهٔ ۲۶۶ چنان در دوستی دل بسته آن قد دلجویم
  27. شمارهٔ ۲۶۷ به دل مهر تو کردم نقش و چشم از غیر بر بستم
  28. شمارهٔ ۲۶۸ به یک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم
  29. شمارهٔ ۲۶۹ گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
  30. شمارهٔ ۲۷۰ درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
  31. شمارهٔ ۲۷۱ بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
  32. شمارهٔ ۲۷۲ بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
  33. شمارهٔ ۲۷۳ عمریست ای پری که رخت را ندیده‌ایم
  34. شمارهٔ ۲۷۴ آتشین رویی کز او چون شمع با چشم ترم
  35. شمارهٔ ۲۷۵ بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم
  36. شمارهٔ ۲۷۶ با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
  37. شمارهٔ ۲۷۷ خود را ز گریه شب همه شب غرق خون کنم
  38. شمارهٔ ۲۷۸ بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
  39. شمارهٔ ۲۷۹ زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم
  40. شمارهٔ ۲۸۰ هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم
  41. شمارهٔ ۲۸۱ نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام
  42. شمارهٔ ۲۸۲ چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم
  43. شمارهٔ ۲۸۳ دمی بی‌سوز عشقت جان خود بر تن نمی‌خواهم
  44. شمارهٔ ۲۸۴ عمریست روی دل از نکویی ندیده ایم
  45. شمارهٔ ۲۸۵ ما نظر جز بر تبان سیمبر کم کرده‌ایم
  46. شمارهٔ ۲۸۶ دوستان گوهر مقصود بدست آوردم
  47. شمارهٔ ۲۸۷ آتشم من گلخنی باید که باشد منزلم
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم
  49. شمارهٔ ۲۸۹ دایم تویی مقابل آیینه دلم
  50. شمارهٔ ۲۹۰ داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
  51. شمارهٔ ۲۹۱ دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
  52. شمارهٔ ۲۹۲ هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
  53. شمارهٔ ۲۹۳ بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
  54. شمارهٔ ۲۹۴ نمی‌خواهم به او درد دل صد پاره بنویسم
  55. شمارهٔ ۲۹۵ یار بی جرم بشمشیر ستم می کشدم
  56. شمارهٔ ۲۹۶ تا بوده ایم بی غم یازی نبوده ایم
  57. شمارهٔ ۲۹۷ من بسربازی ز شمع مجلست کم نیستم
  58. شمارهٔ ۲۹۸ سرو نازم نشد آگه ز نیازم چه کنم
  59. شمارهٔ ۲۹۹ ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
  60. شمارهٔ ۳۰۰ می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم

متن اشعار به نقل از گنجور.