پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل

دلم از دیده ترا می طلبد دیده ام از دل

چه عجب میل تو از سادگی مردم چشم

تو بلایی چه شناسند ترا مردم غافل

نقش از سنگ بشستن نرود چند بگریم

چو ستم یافت رقم در دلت از گریه چه حاصل

چو خط نامه که خواهند بشویند ز اشکم

نشده محو دل از دل نشود نقش تو زایل

عالمی گریه کنان بر غم من در غم عشقت

من بدان شاد که گشتم بغم عشق تو قایل

نیست در سلسله های خم زلفت دل سوزان

هست آویخته قندیل فروزان بسلاسل

نیست در دهر کسی قابل تمکین اقامت

جز فضولی که سر کوی ترا ساخته منزل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
  2. شمارهٔ ۲۴۷شب عیدست چندانی امان ای عمر مستعجل
  3. شمارهٔ ۲۴۸مه من از تو غم بی حساب دارد دل
  4. شمارهٔ ۲۴۹زبان مرغ می داند مگر گل
  5. شمارهٔ ۲۵۰تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
  6. شمارهٔ ۲۵۱ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
  7. شمارهٔ ۲۵۲ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم
  8. شمارهٔ ۲۵۳من که بی‌لاله‌رخی ساکن گلخن شده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.