پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل

عارضت ماه تمامیست میان دو هلال

بس که دارد مه من شدت الفت برقیب

بی رقیبش نتوانم که در آرم بخیال

به چه تعبیر تمنای وصال تو کنم

من که آن زهره ندارم که برم نام وصال

روی بنما که فدای تو شوم ره چه شود

من کنم کسب کمال و تو کنی عرض جمال

حال من از تو خراب و تو ز من مستغنی

چو بپوشم ز تو پیداست چه خواهد شد حال

چون رخت گرمی خورشید نمی سوزد دل

نیست دلسوز عذاری که ندارد خط و خال

طلب وصل خود ای مه ز فضولی مطلب

که ز دانا طلب وصل محالست محال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم
  2. شمارهٔ ۲۵۳من که بی‌لاله‌رخی ساکن گلخن شده‌ام
  3. شمارهٔ ۲۵۴منم که بی‌تو گرفتار صد بلا شده‌ام
  4. شمارهٔ ۲۵۵بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
  5. شمارهٔ ۲۵۶نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
  6. شمارهٔ ۲۵۷بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم
  7. شمارهٔ ۲۵۸نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم
  8. شمارهٔ ۲۵۹نه از تیری که بر دل می‌زنی چندین فغان دارم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.