پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

منم که بی‌تو گرفتار صد بلا شده‌ام

به صد بلا ز فراق تو مبتلا شده‌ام

مگر به قوت ضعف بدن رسم جایی

چنین که در طلبت همره صبا شده‌ام

به درد و محنت بسیار من وسیله مپرس

نه اندکست که از چون تویی جدا شده‌ام

طبیب را چه دهم درد سر ز بهر دوا

چو من به درد تو مستغنی از دوا شده‌ام

هوای چشم سیاه تو در سرست مرا

که خاکسارتر از میل توتیا شده‌ام

ز بس که مست می حیرتم نمی‌دانم

که چیست حال من و این چنین چرا شده‌ام

فضولی از من بیچاره عقل و دین مطلب

که مبتلای بتان پری‌لقا شده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
  2. شمارهٔ ۲۵۷بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم
  3. شمارهٔ ۲۵۸نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم
  4. شمارهٔ ۲۵۹نه از تیری که بر دل می‌زنی چندین فغان دارم
  5. شمارهٔ ۲۶۰اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم
  6. شمارهٔ ۲۶۱نه آنچنان شده محو خیال آن دهنم
  7. شمارهٔ ۲۶۲در هستی بقفل نیستی بر خود چنان بستم
  8. شمارهٔ ۲۶۳به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.