پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

در هستی بقفل نیستی بر خود چنان بستم

که فرقی نیست پیش هر که هست از نیست تا هستم

به پیمانه شکستن داد صد پیمان مرا زاهد

شکستم صد چنان پیمان و این پیمانه نشکستم

گذشتی بر سرم نگذاشت حیرت دامنت گیرم

بغفلت رفت عمر و بر نیامد کاری از دستم

خرد هر دم ز زنجیر جنون می کرد منع من

بحمدالله شدم دیوانه وز قید خرد رستم

ترا دیدم نظر بر داشتم از جمله عالم

بریدم از همه پیوند خود تا با تو پیوستم

ز آهم سوخت همچون شمع هر کس همنشینم شد

دگر ننشست با من ساعتی با هر که بنشستم

فضولی سایه زان سرو قد بر من نمی افتد

ندارد بهره از سربلندی پایه پستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴رحم بر زاری من یار ندارد چه کنم
  2. شمارهٔ ۲۶۵جان را به لعل چون شکرت تا سپرده‌ام
  3. شمارهٔ ۲۶۶چنان در دوستی دل بسته آن قد دلجویم
  4. شمارهٔ ۲۶۷به دل مهر تو کردم نقش و چشم از غیر بر بستم
  5. شمارهٔ ۲۶۸به یک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم
  6. شمارهٔ ۲۶۹گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
  7. شمارهٔ ۲۷۰درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
  8. شمارهٔ ۲۷۱بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.