پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم

که زد دستی و گرد تن فشاند از دامن جانم

ز کف دامان رسوایی نخواهم داد تا وقتی

که گردد خاک پیراهن لحد چاک گریبانم

چو مردم در تجرد به که باشم از کفن عاری

نمی خواهم که گرد قید بنشیند بدامانم

منه روز اجل بار کفن ای همنشین بر من

کفن از پنبه های زخم بس بر جسم عریانم

دهد لوح مزارم چون زبان شرح غم هجرت

اجل دور از تو چون سازد بزیر خاک پنهانم

ز مژگان التماس گرد راهت می کند مردم

که می مالد دمادم روی خود بر پای مژگانم

فضولی محنتم را از لحد تسکین نشد حاصل

دری دیگر گشود این رخنه بر زندان هجرانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
  2. شمارهٔ ۲۷۲بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
  3. شمارهٔ ۲۷۳عمریست ای پری که رخت را ندیده‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۷۴آتشین رویی کز او چون شمع با چشم ترم
  5. شمارهٔ ۲۷۵بدیده سرمه از خاک راه یار می خواهم
  6. شمارهٔ ۲۷۶با هر که غیرتست نگاهی نکرده ایم
  7. شمارهٔ ۲۷۷خود را ز گریه شب همه شب غرق خون کنم
  8. شمارهٔ ۲۷۸بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.