پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام

می کشد هر سو که می افتد گره سوی توام

بس که می گردد بگرد ماه رخسارت ز رشک

کرد مانند سر مویی سر موی توام

در دل از تأثیر مهرست این که همچون ماه نو

می فزاید متصل سودای ابروی توام

تیر رشک است این که زد خورشید بر من روز وصل

یا بسر افکند سایه قد دلجوی توام

کرد بیرون از سرم کویت هوای روضه را

حسرتی نگذاشت در جانم سگ کوی توام

تو گلی من خار عمری دادمت خون از جگر

چون شگفتی بی نصیب از دیدن روی توام

شوق بد خوییست هر ساعت فضولی در سرت

خوی بد داری بسی آزرده خوی توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰هر لحظه صد جفا ز بلای تو می‌کشم
  2. شمارهٔ ۲۸۱نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام
  3. شمارهٔ ۲۸۲چو میرم در هوایت کاشکی خاک درت گردم
  4. شمارهٔ ۲۸۳دمی بی‌سوز عشقت جان خود بر تن نمی‌خواهم
  5. شمارهٔ ۲۸۴عمریست روی دل از نکویی ندیده ایم
  6. شمارهٔ ۲۸۵ما نظر جز بر تبان سیمبر کم کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۲۸۶دوستان گوهر مقصود بدست آوردم
  8. شمارهٔ ۲۸۷آتشم من گلخنی باید که باشد منزلم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.