پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

دوستان گوهر مقصود بدست آوردم

آنچه مقصود دلم بود بدست آوردم

اثر پاکی عشق است که سیمین بدنی

زیر این طاق زر اندود بدست آوردم

شد دلم در وطن آشفته سودای بتی

بی بلایی سفری سود بدست آوردم

سرو نازی که دلم نقش خیالش می بست

طالعم کرد مدد زود بدست آوردم

رفته بود از کف من دامن خورشید وشی

باز با طالع مسعود بدست آوردم

شکرلله چو فضولی ز غم دل رستم

آنکه از وی دلم آسود بدست آوردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸ز آهم سوخت بی‌مهرِ رُخَت مَهْ، دوش کوکب هم
  2. شمارهٔ ۲۸۹دایم تویی مقابل آیینه دلم
  3. شمارهٔ ۲۹۰داغ عشق صنم لاله عذاری دارم
  4. شمارهٔ ۲۹۱دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم
  5. شمارهٔ ۲۹۲هرگز غم خرابی عالم نمی خوریم
  6. شمارهٔ ۲۹۳بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
  7. شمارهٔ ۲۹۴نمی‌خواهم به او درد دل صد پاره بنویسم
  8. شمارهٔ ۲۹۵یار بی جرم بشمشیر ستم می کشدم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.