پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

دمی مانند گردی گر جدا از خاک در گردم

بگردون گر کشم سرباز می خواهم که برگردم

ز شوق پای بوس آن سهی سرو روان مردم

ره فرصت ندارم کاش خاک رهگذر گردم

طبیبا آن پری‌رو میل با دیوانه‌ها دارد

علاج من مکن بگذار تا دیوانه تر گردم

ز برق آه خود چون شمع می سوزم ز سر تا پا

اگر نی دم بدم سر تا قدم از اشک تر گردم

بسینه می خلد صدخار محنت هر دمم زان گل

سزد گر همچو غنچه غرقه در خون جگر گردم

ز تیغ آرزو بر سینه دارم چاکها هر سو

بامیدی که تیر غمزه او را سپر گردم

فضولی چون هوا تا کی کشم حبس حباب تن

خوشا کایم برون وان سرو را بر گرد سر گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳بدلبری سر و کاری درین دیار ندارم
  2. شمارهٔ ۲۹۴نمی‌خواهم به او درد دل صد پاره بنویسم
  3. شمارهٔ ۲۹۵یار بی جرم بشمشیر ستم می کشدم
  4. شمارهٔ ۲۹۶تا بوده ایم بی غم یازی نبوده ایم
  5. شمارهٔ ۲۹۷من بسربازی ز شمع مجلست کم نیستم
  6. شمارهٔ ۲۹۸سرو نازم نشد آگه ز نیازم چه کنم
  7. شمارهٔ ۲۹۹ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
  8. شمارهٔ ۳۰۰می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.