پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

تا بوده ایم بی غم یازی نبوده ایم

بی درد و داغ لاله عذاری نبوده ایم

بی اعتبار عاشقی و لذت جنون

در هیچ کشوری و دیاری نبوده ایم

بودست کار ما همه عمر عاشقی

شکر خدا که بیهده کاری نبوده ایم

هرگز ز عمر ما نگذشته دمی که ما

خونین جگر ز دست نگاری نبوده ایم

هر جا که بوده ایم ز آزار گلرخان

بی گریه و ناله زاری نبوده ایم

جز کنج غم نبوده همیشه مقام ما

هرگز بفکر باغ و بهاری نبوده ایم

پیوسته غرقه ایم فضولی بکام دل

زین بحر هیچ گه بکناری نبوده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸سرو نازم نشد آگه ز نیازم چه کنم
  2. شمارهٔ ۲۹۹ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
  3. شمارهٔ ۳۰۰می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
  4. شمارهٔ ۳۰۱می‌روم در سینه صد درد نهانی می‌برم
  5. شمارهٔ ۳۰۲از آن رو با تو من آیینه را همتا نمی‌بینم
  6. شمارهٔ ۳۰۳نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
  7. شمارهٔ ۳۰۴روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم
  8. شمارهٔ ۳۰۵دارم هوس کز خون دل خاک درش را گل کنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.