پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم

سویت از بیم رقیبانت گذر کم کرده ایم

ناله ما را از سگان کوی او شرمنده داشت

زین خجالت درد سر زان خاک در کم کرده ایم

همعنان ماست غم تا رفته ایم از کوی تو

در جهان زین ناملایم تر سفر کم کرده ایم

بی رخت قطع نظر از دیدن عالم نکرد

زین سبب از مردم دیده نظر کم کرده ایم

کم نشد دور از تو آب چشم ما معذور دار

گر غبار درگهت از چشم تر کم کرده ایم

غیر افغان نیست بر یاد سگانت کار ما

تا جدایم از درت کار دگر کم کرده ایم

تا جدایم از در جانان فضولی چون سکان

بی فغان و ناله شامی را سحر کم کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدم
  2. شمارهٔ ۳۰۷نیست در آیینه عکس آن صنم
  3. شمارهٔ ۳۰۸از او پرسید سرّ آن دهان را، من نمی‌دانم
  4. شمارهٔ ۳۰۹در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
  5. شمارهٔ ۳۱۰چو طفلان پیشه‌ای جز گریه در عالم نمی‌دانم
  6. شمارهٔ ۳۱۱باز در دل ز غم عشق ملالی دارم
  7. شمارهٔ ۳۱۲ز سیر سایه همراه تو ای مه رشک‌ها بردم
  8. شمارهٔ ۳۱۳گهی که در غم آن گل‌عذار می‌گریم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.