پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

باز در دل ز غم عشق ملالی دارم

چه دهم شرح چه گویم که چه حالی دارم

فکرم اینست که یابم ز بلای تو نجات

الله الله چه بلا فکر محالی دارم

نشأه ساغر وساقی اثر قدرت کیست

ز تو ای زاهد افسرده سؤالی دارم

منزلم کوی تو بس حاصلم اندوه و غمت

من تفاخر نه به ملکی نه به مالی دارم

چون نخندند به دیوانگیم اهل خرد

خسم از آتشی امید وصالی دارم

هست از تیر توام آرزوی پیکانی

طمع میوه از طرفه نهالی دارم

نیست در عشق فضولی روشم بر یک حال

هر زمان فکری و هر لحظه خیالی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳گهی که در غم آن گل‌عذار می‌گریم
  2. شمارهٔ ۳۱۴در دل الم از غنچه خندان تو دارم
  3. شمارهٔ ۳۱۵گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم
  4. شمارهٔ ۳۱۶دمی بی عشق خوبان پری رخسار چون باشم
  5. شمارهٔ ۳۱۷عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم
  6. شمارهٔ ۳۱۸آزارها ز یار جفا کار می کشم
  7. شمارهٔ ۳۱۹گر چشم برخسار تو صد بار گشادم
  8. شمارهٔ ۳۲۰گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.