پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

چو طفلان پیشه‌ای جز گریه در عالم نمی‌دانم

نمی‌داند کسی درد مرا من هم نمی‌دانم

به وحشت بس که معتادم ز خود هم کرده‌ام نفرت

طریق الفت جنس بنی‌آدم نمی‌دانم

غم دل با که گویم راز دل پیش که بگشایم

ز غم مردم چه سازم چارهٔ این غم نمی‌دانم

نیم آگه ز خود تا کی غمم پرسی دلم جویی

چه می‌گویی چه می‌جویی تو ای همدم نمی‌دانم

خیال خرمی هرگز نگردانیده‌ام در دل

دل کس در جهان چون می‌شود خرم نمی‌دانم

غمم بیش از همه قدر همه پیش تو بیش از من

چه باشد موجب تقدیر بیش و کم نمی‌دانم

فضولی بر پریشانی حالم گر سبب پرسی

نمی‌گویم جوابی زآنکه می دانم نمی‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲ز سیر سایه همراه تو ای مه رشک‌ها بردم
  2. شمارهٔ ۳۱۳گهی که در غم آن گل‌عذار می‌گریم
  3. شمارهٔ ۳۱۴در دل الم از غنچه خندان تو دارم
  4. شمارهٔ ۳۱۵گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم
  5. شمارهٔ ۳۱۶دمی بی عشق خوبان پری رخسار چون باشم
  6. شمارهٔ ۳۱۷عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم
  7. شمارهٔ ۳۱۸آزارها ز یار جفا کار می کشم
  8. شمارهٔ ۳۱۹گر چشم برخسار تو صد بار گشادم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.