پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم

چه کنم آه چه سازم دل پرخون دارم

بر من ای شمع مزن خنده که سرمایه عشق

گر سرشکست و فغان من ز تو افزون دارم

من اسیر غم دل ماندم و مجنون فرسود

تاب من بر غم دل بیش ز مجنون دارم

سوختم قطره آبی نزدم بر آتش

گرچه از اشک وطن در دل جیحون دارم

حال بودست مرا بد همه وقت ولی

هرگز این حال نبودست که اکنون دارم

گه ز درد تو کنم ناله گه از طعن رقیب

وه که اندوه درون و غم بیرون دارم

گرچه آن ماه جفا کرد فضولی بر من

من ندارم گله از ماه ز گردون دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱باز در دل ز غم عشق ملالی دارم
  2. شمارهٔ ۳۱۲ز سیر سایه همراه تو ای مه رشک‌ها بردم
  3. شمارهٔ ۳۱۳گهی که در غم آن گل‌عذار می‌گریم
  4. شمارهٔ ۳۱۴در دل الم از غنچه خندان تو دارم
  5. شمارهٔ ۳۱۵گشت صد پاره بشمشیر جفای تو تنم
  6. شمارهٔ ۳۱۶دمی بی عشق خوبان پری رخسار چون باشم
  7. شمارهٔ ۳۱۷عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم
  8. شمارهٔ ۳۱۸آزارها ز یار جفا کار می کشم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.