پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

عهد کردم که دیگر بیهده کاری نکنم

سوی خوبان جفا پیشه گذاری نکنم

کردم از عشق بتان توبه چه خواهد بودن

غایتش این که دگر ناله زاری نکنم

چند بیداد رقیبان بداندیش کشم

به از آن نیست که میلی بنگاری نکنم

تا بکی زحمت اغیار کشم می خواهم

بعد ازین آرزوی صحبت یاری نکنم

بکناری کشم از صحبت رندان خود را

ز بتان آرزوی بوس و کناری نکنم

مرهم داغ دل از فیض فراغت سازم

هوس عاشقی لاله عذاری نکنم

بعد ازین مصلحت اینست که کنجی گیرم

چو فضولی هوس باغ و بهاری نکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹گر چشم برخسار تو صد بار گشادم
  2. شمارهٔ ۳۲۰گهی که بر گل روی تو چشم تر بگشایم
  3. شمارهٔ ۳۲۱جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانم
  4. شمارهٔ ۳۲۲چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۲۳پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم
  6. شمارهٔ ۳۲۴پیش او با ناله اظهار غم دل کرده‌ام
  7. شمارهٔ ۳۲۵ای شمع که شد سوخته عشق تو جانم
  8. شمارهٔ ۳۲۶ای لعل سخن گوی تو کام دل زارم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.