پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

ای لعل سخن گوی تو کام دل زارم

وقتست که کام دل از آن لعل بر آرم

می خواهم از آن لب سخنی بشنوم اما

تا لب بگشایی بسخن صبر ندارم

بگشا بتکلم لب و با من سخنی گوی

کز شوق رسیدست بلب جان فگارم

این جان بلب آمده نذر سخن تست

هرگاه که خواهی تو بگو من بسپارم

این نیز ز ذوق سخن تست که قاصد

آورد پیامی ز تو و برد قرارم

در رشته کارم گره افتاد ز زلفت

لطفی کن و بگشا گره از رشته کارم

با آب حیاتم نبود کار فضولی

من کشته لعل لب جان پرور یارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸دل بصد عقد بجعد سر زلفت بستم
  2. شمارهٔ ۳۲۹چرا نگاه بدور رخت بماه کنم
  3. شمارهٔ ۳۳۰تا کی اسیر سلسله غم شود دلم
  4. شمارهٔ ۳۳۱نی همین سرگرم سودای بتان تنها منم
  5. شمارهٔ ۳۳۲گوش بر قول رقیبان بداندیش مکن
  6. شمارهٔ ۳۳۳اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان
  7. شمارهٔ ۳۳۴چشمی بگشا سوی من و زاری من بین
  8. شمارهٔ ۳۳۵به جان دور از تو ای شمع از غم شب‌های تارم من
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.