پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۴

چشمی بگشا سوی من و زاری من بین

در دام غم عشق گرفتاری من بین

از جور و جفا مردم و آهی نکشیدم

آزار رقیبان و کم آزاری من بین

کردم ز رخت منع دل و مردم دیده

با سوخته چند ستمکاری من بین

صد جور کشیدم ز بتان ترک نکردم

با اهل جفا رسم وفاداری من بین

من مهر نمودم همه دم ماه و شان جور

اغیاری این طائفه و یاری من بین

کس را نظری بر من افتاده نیفتد

در رهگذر عشق بتان خواری من بین

دل را بسپردم بغم عشق فضولی

با دشمن خود یاری و غمخواری من بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۶دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من
  2. شمارهٔ ۳۳۷در غمم گر جان ز جسم ناتوان آید برون
  3. شمارهٔ ۳۳۸ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
  4. شمارهٔ ۳۳۹می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون
  5. شمارهٔ ۳۴۰نمی مردم از آن تیغی که زد آن سیمبر بر من
  6. شمارهٔ ۳۴۱داریم در زمانه بد طالع زبون
  7. شمارهٔ ۳۴۲تو نیز افکنده ای ، ای چرخ ، مهرِ خود به ماهِ من،
  8. شمارهٔ ۳۴۳شد چاک چاک سینه و از قطرهای خون
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.