پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

اسیر دام زلفم کرده بر گرد سرگردان

چو گردانیده سرگشته ام سرگشته تر گردان

من از جان ناامیدم تیر خود بر من مکن ضایع

اگر داری دوایی صرف بیمار دگر گردان

در آور جلوه تا خون دل ما ریزد از مژگان

نهال ناامیدیهای ما را بارور گردان

بده تار شعاع دیده را پیوند با زلفت

زمانی رشته آن زلف را مد نظر گردان

کمال حسن می خواهی مگردان روی از عاشق

مه رخسار خود را مطرح نور بصر گردان

سواد چشم تر بگداخت از برق غم هجرت

بیا و خال مشگین را سواد چشم تر گردان

ز دوران مخالف چند درد سر کشد ساقی

فضولی را به یک جام لبالب بی خبر گردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵به جان دور از تو ای شمع از غم شب‌های تارم من
  2. شمارهٔ ۳۳۶دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من
  3. شمارهٔ ۳۳۷در غمم گر جان ز جسم ناتوان آید برون
  4. شمارهٔ ۳۳۸ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
  5. شمارهٔ ۳۳۹می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون
  6. شمارهٔ ۳۴۰نمی مردم از آن تیغی که زد آن سیمبر بر من
  7. شمارهٔ ۳۴۱داریم در زمانه بد طالع زبون
  8. شمارهٔ ۳۴۲تو نیز افکنده ای ، ای چرخ ، مهرِ خود به ماهِ من،
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.