پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

دوش در مجلس نگاری بود همزانوی من

عیشها می کرد دل تا صبح از پهلوی من

یار وحشی طبع و من معتاد الفت چون کنم

آفت من خوی او شد محنت او خوی من

چند می نازی فلک با ماه نو چندین مناز

باش تا پیدا شود ماه هلال ابروی من

بر رهش افتاده ام بگشاده چشم انتظار

وه چه باشد گر کند گاهی نگاهی سوی من

چون توانم بی بلا باشم چنین کز هر طرف

صد بلا آویخته بی زلفت از هر موی من

سوی من مگذر مبادا سر نهم بی اختیار

بر رهت پای تو آزاری کشد از روی من

گفتمش ای شه فضولی هم غلام تست گفت

کیست او کی آمد و جان یافت جا در کوی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکن
  2. شمارهٔ ۳۳۹می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون
  3. شمارهٔ ۳۴۰نمی مردم از آن تیغی که زد آن سیمبر بر من
  4. شمارهٔ ۳۴۱داریم در زمانه بد طالع زبون
  5. شمارهٔ ۳۴۲تو نیز افکنده ای ، ای چرخ ، مهرِ خود به ماهِ من،
  6. شمارهٔ ۳۴۳شد چاک چاک سینه و از قطرهای خون
  7. شمارهٔ ۳۴۴درد دل ما را ز ره لطف دوا کن
  8. شمارهٔ ۳۴۵زین ندامت که نشد خاک درت مسکن من
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.