پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

نمی مردم از آن تیغی که زد آن سیمبر بر من

اگر از پی نمی زد سایه اش تیغ دگر بر من

بدین کز دیدنت در باختم دین چون شوم منکر

گواهی می دهد چون روز محشر چشم تر بر من

فکندی پرده از رخ نیستم از دیدنت غافل

بلایی می نمایی ازتو واجب شد حذر بر من

چو شمع از هجر آن خورشید شب تا روز می سوزم

عجب نبود اگر نالند مرغان سحر بر من

رخ از من تافت میل زینتش در دل فکن یارب

که در آیینه اندازد طفیل خود نظر بر من

طبیبا می فزاید ذوقم از سوز جگر هر دم

دوایی ده که آن افزون کند سوز جگر بر من

فضولی کمتر از مجنون نیم در عشق و رسوایی

چه خواهد کرد سودای بتان زین بیشتر بر من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲تو نیز افکنده ای ، ای چرخ ، مهرِ خود به ماهِ من،
  2. شمارهٔ ۳۴۳شد چاک چاک سینه و از قطرهای خون
  3. شمارهٔ ۳۴۴درد دل ما را ز ره لطف دوا کن
  4. شمارهٔ ۳۴۵زین ندامت که نشد خاک درت مسکن من
  5. شمارهٔ ۳۴۶اگر چه نیست ترحم ترا بزاری من
  6. شمارهٔ ۳۴۷می نمایی رخ که خورشید جهان آراست این
  7. شمارهٔ ۳۴۸تا بدرد عشق جان از تن نمی آید برون
  8. شمارهٔ ۳۴۹غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.