پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

اگر چه نیست ترحم ترا بزاری من

نمی شود ز تو قطع امیدواری من

بجور کشت مرا در وفای تو اغیار

ترا چه شد که نکردی بلطف یاری من

شدم فتاده تر از خاک ره نکرد کسی

بخاک پای تو اظهار خاکساری من

ز جست و جوی تو یک دم قرار نیست مرا

قرار یافت بدور تو بی قراری من

فتاده ام برهت سوی من فکن نظری

کجا رسید ببین در ره تو خواری من

مرا ز آتش دوزخ چه باک روز جزا

طریق عشق تو بس راه رستگاری من

غم فراق فضولی مرا رساند بجان

اجل کجاست که آید بغمگساری من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸تا بدرد عشق جان از تن نمی آید برون
  2. شمارهٔ ۳۴۹غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این
  3. شمارهٔ ۳۵۰شد آن گل چهره باز از خانه با عزم سفر بیرون
  4. شمارهٔ ۳۵۱نمی دانم چه بد کردم چرا رنجید یار از من
  5. شمارهٔ ۳۵۲زدی چو در دلم آتش مکش چو شعله سر از من
  6. شمارهٔ ۳۵۳ای دل از کار عشق عار مکن
  7. شمارهٔ ۳۵۴عاشقم جز عاشقی کاری نمی‌آید ز من
  8. شمارهٔ ۳۵۵چو شمع ز آتش دل اضطراب دارم من
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.