پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

زدی چو در دلم آتش مکش چو شعله سر از من

چو شمع سوختنم بین مباش بی خبر از من

نشان عشق تو سوز دل من است می سوزم

چنان که هیچ نماند نشان ز تو اثر از من

مرا چو سوختی از بردن دلم حذری کن

من آتشم چه رسانی بدامنت شرر از من

جز این که منع ز نظاره جمال تو کردم

چه کرده ام که بگرداند روی چشم تر از من

مرا ز خواری از آن بیش شد الم که مبادا

بخواریم نگرد یار و کم کند نظر از من

بنیستی شدم آگه ز سر درج دهانت

گمان نبود مرا هم که آید این هنر از من

براه عشق فضولی اگر چه آمده مجنون

نبوده بیشتر از من نرفته بیشتر از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴عاشقم جز عاشقی کاری نمی‌آید ز من
  2. شمارهٔ ۳۵۵چو شمع ز آتش دل اضطراب دارم من
  3. شمارهٔ ۳۵۶حباب نیست ز خون گرد دیده تر من
  4. شمارهٔ ۳۵۷شد واقف از خیال من آن مه بحال من
  5. شمارهٔ ۳۵۸ای بر فراز مسند عزت مکان تو
  6. شمارهٔ ۳۵۹ای بر فراز چرخ برین بارگاه تو
  7. شمارهٔ ۳۶۰سرم را درد بر بالین محنت سود دور از تو
  8. شمارهٔ ۳۶۱کرد ناصح منع من از گریه بی رخسار او
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.