پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

سرم را درد بر بالین محنت سود دور از تو

تنم در بستر بیچارگی فرسود دور از تو

بر آن بودم که چون دور از تو کردم کم شود در دم

ندانستم که خواهد محنتم افزود دور از تو

بلای هجر بسیارست و ما بسیار کم طاقت

نمی دانیم حال ما چه خواهد بود دور از تو

مرا گفتی که خواهی مرد در هجران من بی شک

محالست این سخن کی می توان آسود دور از تو

نماند از ناله تاب صحبت ما همنشینان را

کجا شد آن که ما را صبر می فرمود دور از تو

تو آتش پاره من خار ره بر من چو بگذشتی

اثر مگذار کز من بر نیاید دود دور از تو

جهان شد تیره در چشم فضولی بی مه رویت

فلک هرگز ره راحت به او ننمود دور از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲دل که پنهان است شوق لعل محبوبان درو
  2. شمارهٔ ۳۶۳نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
  3. شمارهٔ ۳۶۴اگر بگذشت مجنون من بماندم یادگار او
  4. شمارهٔ ۳۶۵شد درون سینه دل دیوانه از سودای او
  5. شمارهٔ ۳۶۶ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تو
  6. شمارهٔ ۳۶۷ز درد دل سختی از زبان من بشنو
  7. شمارهٔ ۳۶۸ای مست غافل از من و خونین جگر مشو
  8. شمارهٔ ۳۶۹از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.