پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تو

این چه عمر است که من می گذرانم بی تو

هر دم از هجر تو حالی دگرم پیش آید

مه من با تو چه گویم که چه سانم بی تو

کرد با من همه کس روز وداع تو وداع

که گمان داشت که من زنده بمانم بی تو

بهره نیست بجز سوز چو شمعم ز حیات

بالله از زندگی خویش بجانم بی تو

تا بگفتن نرسد سوز دلم را نقصان

شدت محنت و غم بست زبانم بی تو

بامیدی که مگر از تو بیابد اثری

می دود هر طرفی اشک روانم بی تو

نه فضولیست همین واقف رسوایی من

همه دانند که رسوای جهانم بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸ای مست غافل از من و خونین جگر مشو
  2. شمارهٔ ۳۶۹از آن دو پاره بانگشت معجزت شد ماه
  3. شمارهٔ ۳۷۰دی شنیدم جانب گلشن گذار افکنده ای
  4. شمارهٔ ۳۷۱شد دلم صد پاره و چون لاله بر هر پاره‌ای
  5. شمارهٔ ۳۷۲شانه ای گل بخم طره طرار منه
  6. شمارهٔ ۳۷۳سرم خاکیست بعد از رفتنت در رهگذر مانده
  7. شمارهٔ ۳۷۴با منی اما چه حاصل سوی من مایل نه‌ای
  8. شمارهٔ ۳۷۵ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.