پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

ما را هلاک غمزه خونریز کرده ای

تیغی عجب بکشتن من تیز کرده ای

آزرده از جفای رقیب تو کی شوم

چون فهم کرده ام که تو انگیز کرده ای

شد تازه داغ شوق تو تا باغ حسن را

آراسته بسبزه تو خیز کرده ای

دل را نمی رسد ز فرح پای بر زمین

تا بسته اش بزلف دلاویز کرده ای

جانم فدای طور تو باد ای امید وصل

کاندوه هجر را طرب آمیز کرده ای

ای دل باهل زهد نداری ارادتی

زین ناکسان خوش است که پرهیز کرده ای

بغداد را نخواست فضولی مگر دلت

کآهنگ عیش خانه تبریز کرده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷به دردم یارب آن بی‌درد درمان می‌کند یا نه
  2. شمارهٔ ۳۷۸من چه کردم که مرا از نظر انداخته
  3. شمارهٔ ۳۷۹غیر از درت پناه نداریم یا نبی
  4. شمارهٔ ۳۸۰ای که تا یار منی در پی آزار منی
  5. شمارهٔ ۳۸۱نه چندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری
  6. شمارهٔ ۳۸۲بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی
  7. شمارهٔ ۳۸۳پی ماتم میان انجمن ای ماه جا کردی
  8. شمارهٔ ۳۸۴در دیده نور در تن جان عزیز مایی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.