پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

قد برافراخته آفت جانی شده ای

رخ برافروخته آشوب جهانی شده ای

غمزه را شیوه مردم کشی آموخته

شوخ مردم کش بی رحم و امانی شده ای

تو و یوسف دو عزیزید که مقبول جهان

او زمانی شده است و تو زمانی شده ای

رونق باغ جهان غنچه و سرو و گل تست

گل رخی سرو قدی غنچه دهانی شده ای

پیش ازین سنگ جفا بر من دیوانه مزن

خویش را طفل مپندار جوانی شده ای

عدم آهن دهنت تنگ یقین است ای دل

تو خطا کرده مقید بگمانی شده ای

تیر آه تو فضولی ز فلک می گذرد

باز با قامت خم سخت کمانی شده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸من چه کردم که مرا از نظر انداخته
  2. شمارهٔ ۳۷۹غیر از درت پناه نداریم یا نبی
  3. شمارهٔ ۳۸۰ای که تا یار منی در پی آزار منی
  4. شمارهٔ ۳۸۱نه چندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری
  5. شمارهٔ ۳۸۲بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی
  6. شمارهٔ ۳۸۳پی ماتم میان انجمن ای ماه جا کردی
  7. شمارهٔ ۳۸۴در دیده نور در تن جان عزیز مایی
  8. شمارهٔ ۳۸۵مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.