پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

به دردم یارب آن بی‌درد درمان می‌کند یا نه

گرفتارم به دردی چارهٔ آن می‌کند یا نه

زدم در رشتهٔ جان آتشی اما نمی‌دانم

مرا این سوزْ شمعِ بزمِ جانان می‌کند یا نه

به او اظهار دردی می‌کنم حالا نمی‌دانم

که او رحمی به جان دردمندان می‌کند یا نه

به تلخی جان برآمد باز پرس ای باد کآن گل‌رخ

به شهدِ وصل دفع زهرِ هجران می‌کند یا نه

ز آهم می‌گدازد سنگ و می‌لرزد هنوزم دل

که کاری در دل آن سست‌پیمان می‌کند یا نه

ندارم غیر این کامی که بر گرد سرت گردم

نمی‌دانم به کامم چرخ دوران می‌کند یا نه

کسی کز شربت وصلت نیابد ذوق رسوایی

چه می‌داند که می در عقل نقصان می‌کند یا نه

چو تیرت را کشیدم از دل مجروح دانستم

که تن بی‌تابی در دادن جان می‌کند یا نه

تو مست نازی از حال فضولی نیستی آگه

چه می‌دانی که هرشب آه و افغان می‌کند یا نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹غیر از درت پناه نداریم یا نبی
  2. شمارهٔ ۳۸۰ای که تا یار منی در پی آزار منی
  3. شمارهٔ ۳۸۱نه چندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری
  4. شمارهٔ ۳۸۲بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی
  5. شمارهٔ ۳۸۳پی ماتم میان انجمن ای ماه جا کردی
  6. شمارهٔ ۳۸۴در دیده نور در تن جان عزیز مایی
  7. شمارهٔ ۳۸۵مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهی
  8. شمارهٔ ۳۸۶ورد منست نام تو یا مرتضی علی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.