پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۱

نه چندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری

که تاب آرم گر افتد سایه بر من ز دیواری

فکنده در گمان ضعف تنم باریک بینان را

که در پیراهنم شخصیست یا از پیرهن تاری

خبر از سوز پنهانم کسی دارد که همچون من

بود در سینه اش داغی ز درد لاله رخساری

من و وصل تو این طالع کجا دارم زهی دولت

میسر گر شود گاهی مرا از دور دیداری

چنان در ناله کردن شهرتی دارم که اهل درد

ز من گویند از هر جا برآید ناله زاری

تو جز بر من نکردی جور من مردم ازین شادی

که در عالم نخواهی داشتن جز من گرفتاری

چه می پرسی فضولی کیست در راه وفا آخر

پریشان گشته سودایی رسوای بازاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۳پی ماتم میان انجمن ای ماه جا کردی
  2. شمارهٔ ۳۸۴در دیده نور در تن جان عزیز مایی
  3. شمارهٔ ۳۸۵مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهی
  4. شمارهٔ ۳۸۶ورد منست نام تو یا مرتضی علی
  5. شمارهٔ ۳۸۷گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می‌زنی
  6. شمارهٔ ۳۸۸یارب آن بی درد را در دل ز عشق افکن غمی
  7. شمارهٔ ۳۸۹ای دل ز خویش بگذر گر میل یار داری
  8. شمارهٔ ۳۹۰از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.