پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

مرا ای سایه در دشت جنون عمریست همراهی

ز اطوارت نیم راضی نداری اشکی و آهی

همه شب همچو پروانه مرا ای شمع می سوزی

نمی ترسی که آهی برکشم از دل سحرگاهی

بجسم ناتوانم بیش ازین مپسند بار غم

چو می دانی محال است این که کوهی را کشد کاهی

مگر خورشید سرعت بهر طوف درگهت دارد

که از خنک فلک می افکند نعل بهر ماهی

ز جام بی خودی مست است هرکس را که می بینم

دریغا نیست در غفلت سرای دهر آگاهی

مزن یک بارگی تیغ تغافل بر سیه‌بختان

نگاهی می‌توان کردن به چشم مرحمت گاهی

فضولی از کجا و آرزوی دولت وصلت

گدایی را میسر کی شود وصل شهنشاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می‌زنی
  2. شمارهٔ ۳۸۸یارب آن بی درد را در دل ز عشق افکن غمی
  3. شمارهٔ ۳۸۹ای دل ز خویش بگذر گر میل یار داری
  4. شمارهٔ ۳۹۰از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی
  5. شمارهٔ ۳۹۱چو شمعم سوخت دل بر یاد بزم مجلس آرایی
  6. شمارهٔ ۳۹۲نمودی لطف پیشم آمدی کردی ستم رفتی
  7. شمارهٔ ۳۹۳بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
  8. شمارهٔ ۳۹۴به یاد خاک درش گرچه ای سرشک دویدی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.