پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۱

چو شمعم سوخت دل بر یاد بزم مجلس آرایی

چراغ هر کسی را بخت می افروزد از جایی

اگر رسوایی مجنون ز من بیش است ز آنست این

که در دوران من بهر تماشا نیست بینایی

برعنایی مرا شیدای خود کردی عفاک الله

که دارد همچو من رعنایی و همچون تو شیدایی

ترا مانند لیلی هر که گوید خوانمش مجنون

برابر کی شود با شاهد مستور رسوایی

بتقلید تو خوش خوش می خرامد آفتاب اما

چه خیزد از خرام او ندارد هیچ بالایی

تمنایم تویی در دل تمنای دگر دارم

که نبود در دلم غیر از تو در عالم تمنایی

فضولی خویش را آموختی با ماه سیمایان

کجا پیدا کنم بهر تو هر دم ما سیمایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۳بی غرض در هستیم آتش نزد شوق گلی
  2. شمارهٔ ۳۹۴به یاد خاک درش گرچه ای سرشک دویدی
  3. شمارهٔ ۳۹۵ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
  4. شمارهٔ ۳۹۶دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی
  5. شمارهٔ ۳۹۷در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
  6. شمارهٔ ۳۹۸نمود در دلم از آتش درون شرری
  7. شمارهٔ ۳۹۹مه من بی خبر از حال دل شیدایی
  8. شمارهٔ ۴۰۰نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.