پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی

که ما ز قطع نظر کردی و پیوند بریدی

بتو گفتم مشنو در حق من قول رقیبان

آه ازین غم که شنیدی سخن من نشنیدی

بی تو فریاد کنان جان بسپردم بعیادت

نرسیدی بسر من نه بفریاد رسیدی

حال من گشت ز نادیدن زلف تو پریشان

این پریشانی دیگر که تو این حال ندیدی

رغبت شیوه ناخوب ز خوبان چه مناسب

تو که خوبی نه خوش است این که ره جور بریدی

نکشیدند مگر بار تو ای مه که بدین سان

دامن از صحبت احباب بصد ناز کشیدی

عاقبت یار جفاکار وفا کرد فضولی

یافتی آن چه دمادم ز خدا می‌طلبیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷در کبودی فلک چون مه من نیست مهی
  2. شمارهٔ ۳۹۸نمود در دلم از آتش درون شرری
  3. شمارهٔ ۳۹۹مه من بی خبر از حال دل شیدایی
  4. شمارهٔ ۴۰۰نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
  5. شمارهٔ ۴۰۱رحمی باسیران شب تار نداری
  6. شمارهٔ ۴۰۲سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
  7. شمارهٔ ۴۰۳مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
  8. شمارهٔ ۴۰۴از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.