پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷

در کبودی فلک چون مه من نیست مهی

بر سر هیچ مهی نیست هلال سیهی

روشن از آه نشد ظلمت نومیدی ما

وه که مردیم و نبردیم به وصل تو رهی

چو ربودی دل و دینم عوضی کن بوصال

بگدایی چه روا ظلم کند چون تو شهی

ای که داری گه و بی گاه نظرها برقیب

می توان جانب ما هم نگهی کرد گهی

هدف تیر تو گشتیم که از گوشه چشم

گاه گاهی کنی از دور سوی ما نگهی

جور کردی بمن ای ماه بترس از آهم

من نه آنم ز من آزرده شوی بی گنهی

مرد در سعی فضولی و بجایی نرسید

ز آن که دریای غم عشق ترا نیست تهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۹مه من بی خبر از حال دل شیدایی
  2. شمارهٔ ۴۰۰نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
  3. شمارهٔ ۴۰۱رحمی باسیران شب تار نداری
  4. شمارهٔ ۴۰۲سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
  5. شمارهٔ ۴۰۳مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
  6. شمارهٔ ۴۰۴از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
  7. شمارهٔ ۴۰۵چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی
  8. شمارهٔ ۴۰۶هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.