پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹

مه من بی خبر از حال دل شیدایی

نیست پروای منت آه چه بی پروایی

نیستی از بدی حال فقیران آگه

این نه خوب است که مست می استغنایی

بجفاکاری تو نیست کسی در عالم

نه همین از جهت حسن تو بی تنهایی

نیست مقبول من از خلق جهان الا تو

بدلی نیست ترا از همه مستثنایی

ای دل از صحبت ارباب جنونت چه رسید

که چنین شیفته سلسله سودایی

شاهد سر حقیقت همه جا جلوه گرست

چشم بگشا و تماشا کن اگر بینایی

همه دارند فضولی هوس عشق بتان

در میان همه تنها تو همین رسوایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۱رحمی باسیران شب تار نداری
  2. شمارهٔ ۴۰۲سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
  3. شمارهٔ ۴۰۳مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
  4. شمارهٔ ۴۰۴از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
  5. شمارهٔ ۴۰۵چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی
  6. شمارهٔ ۴۰۶هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی
  7. شمارهٔ ۴۰۷چند ای دل نامه وصف بتان املا کنی
  8. شمارهٔ ۴۰۸بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.