پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی

کاو را هلاک تیر بلایی نمی کنی

گرچه طبیب خسته دلانی چه فایده

مردیم ما ز درد دوایی نمی کنی

تو پادشاه کشور حسنی ولی چه سود

رحمی بحال هیچ گدایی نمی کنی

صد عهد می کنی که وفایی کنی بما

اما بهیچ عهد وفایی نمی کنی

دینی نمانده است که چشمت نبرده است

کس را نمی کشی که غزایی نمی کنی

تیر جفا که می زنی از غمزه بر دلم

عین خطاست گرچه خطایی نمی کنی

غیر از وفا شها ز فضولی چه دیده

کاو را تو مدتیست جفایی نمی کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنی
  2. شمارهٔ ۴۰۹نپرسد از من بی کس درین دیار کسی
  3. شمارهٔ ۴۱۰ای لعل تو آب زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.