پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

مراست هر طرف از سیل اشک دریایی

کجا روم چه کنم ره نمی برم جایی

نمی کنند بتان میل عشق بازان حیف

که ضایع است هنر نیست کارفرمایی

شکایت غم عشق از کسی نمی شنوم

مگر که نیست درین شهر ماه سیمایی

کجا حریف جنون منند مردم شهر

من و مصاحبت آهوان صحرایی

نه من همین سر سودای زلف او دارم

سری کجاست که خالی بود ز سودایی

چنین که کار تو عاشق کشیست هر ساعت

نمی شود سر کوی تو بی تماشایی

دلا فضولی بی دل قرار چون گیرد

که یک دلست درو هر زمان تمنایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی
  2. شمارهٔ ۴۰۶هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی
  3. شمارهٔ ۴۰۷چند ای دل نامه وصف بتان املا کنی
  4. شمارهٔ ۴۰۸بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنی
  5. شمارهٔ ۴۰۹نپرسد از من بی کس درین دیار کسی
  6. شمارهٔ ۴۱۰ای لعل تو آب زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.