پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۴

از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی

در روی زمین نیست برخسار تو ماهی

من مایل آنم که کنی میل من اما

مشکل که کند میل گدایی چو تو شاهی

از چشم فتادم بتو هر گاه که گفتم

دارم طمع گوشه چشمی ز تو گاهی

ای جان حزینم بنگاهی ز تو خرسند

آزرده چرا می شوی از من بنگاهی

در دست تو گر ریخته شد خون دل ما

ما دل بتو دادیم ترا نیست گناهی

روی از سر کوی تو همان به که نتابیم

غیر از سر کوی تو مرا نیست پناهی

خواهی که شود چشم و دلت پاک فضولی

بی سیل سرشکی مشو آتش آهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۶هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی
  2. شمارهٔ ۴۰۷چند ای دل نامه وصف بتان املا کنی
  3. شمارهٔ ۴۰۸بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنی
  4. شمارهٔ ۴۰۹نپرسد از من بی کس درین دیار کسی
  5. شمارهٔ ۴۱۰ای لعل تو آب زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.