پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

رحمی باسیران شب تار نداری

بر روز قیامت مگر اقرار نداری

جورست ترا کار و درین کار که هستی

با هیچ کسی جز دل من کار نداری

ای دل پس ازین سلسله عشق مجنبان

تاب خم آن طره طرار نداری

ای دیده فرو بند بخون راه نظر را

او می رسد و طاقت دیدار نداری

مردیم پی پرسش ما لب نگشادی

از ناز مگر رخصت گفتار نداری

ای آن که ترا صحبت یاریست تمنا

گویا خبر از طعنه اغیار نداری

بی واسطه نیست ترا گریه فضولی

در دیده مگر خاک ره یار نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
  2. شمارهٔ ۴۰۴از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
  3. شمارهٔ ۴۰۵چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی
  4. شمارهٔ ۴۰۶هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی
  5. شمارهٔ ۴۰۷چند ای دل نامه وصف بتان املا کنی
  6. شمارهٔ ۴۰۸بر آن شدی که باهل وفا جفا نکنی
  7. شمارهٔ ۴۰۹نپرسد از من بی کس درین دیار کسی
  8. شمارهٔ ۴۱۰ای لعل تو آب زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.