پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

نمود در دلم از آتش درون شرری

نهال عاشقیم داد عاقبت ثمری

عذاب می کشم از نالهای دل آن به

رهم ز درد سر آن را دهم بسیمری

فکند بر سر من سایه موی ژولیده

گشاد طایر سودای عشق بال و پری

بتی بجان من آتش زد و نکرد وفا

گلی نمود چو گلبن ولی نداد بری

خدنگ آه بلاکش ز سنگ می گذرد

چرا ز ناله زارم نمی کنی حذری

ز چاک سینه ازین رهگذر شوم خوش حال

که سوی دل غم عشق تو یافت رهگذری

مرا ز شوق نگاه تو گشت حال خراب

چرا بحال خرابم نمی کنی نظری

ز باغ عشق فضولی گل مراد نچید

نکرد ناله او در دل بتان اثری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
  2. شمارهٔ ۴۰۱رحمی باسیران شب تار نداری
  3. شمارهٔ ۴۰۲سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
  4. شمارهٔ ۴۰۳مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
  5. شمارهٔ ۴۰۴از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
  6. شمارهٔ ۴۰۵چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی
  7. شمارهٔ ۴۰۶هرگز نظر به بی سر و پایی نمی کنی
  8. شمارهٔ ۴۰۷چند ای دل نامه وصف بتان املا کنی
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.